قدمگاه و مسجد مقدس حضرت رضا(ع) در شهرستان بهبهان

نشریه خبری - پژوهشی روز امام رضا(ع) شهرستان بهبهان

قدمگاه و مسجد مقدس حضرت رضا(ع) در شهرستان بهبهان

نشریه خبری - پژوهشی روز امام رضا(ع) شهرستان بهبهان

قدمگاه و مسجد مقدس حضرت رضا(ع) در شهرستان بهبهان
مراسم روز امام رضا(ع) در شهرستان بهبهان .... اینجا بهبهان است؛ مسجدمقدس و قدمگاه متبرک امام رضا(ع).

بنابر شهادت اسناد تاریخی، سال 201 هـ . ق که حضرت رضا (علیه السلام) از مدینه عازم مرو بودند، از شهرباستانی اَرَجان(بهبهان کنونی) عبور و در مکان فعلی قدم گاه نماز گذاردند که به پاس این واقعه مبارک، مردم شهر نسل در نسل این مکان را مقدس شمرده و در طول دویست سال اخیر مسیر حدود 14کیلومتری این شهر تا مسجد تاریخی و قدم گاه متبرک حضرت رضا علیه السلام را با پای پیاده طی می کنند...

بیت زیر سردر قدم گاه امام رضا علیه السلام شهرستان بهبهان در سال های گذشته بوده است:

گر میسر نشود بوسه زنم پایش را
هر کجا پای نهد بوسه زنم جایش را
تبلیغات و ویژه نامه های مفید
صفحات و دسته بندی های سایت قدمگاه

یکی از مهمترین عبادات در مکتب اهل بیت عصمت، زیارت است، که در لسان روایات به اندازه هفتاد هزار حج دانسته شده و هر قدم در راه زیارت معصومین علیهم السلام مساوی با یک حج عمره شمرده شده است، زیرا زائر سفرش به سوی خدا بوده و در حقیقت راحل الی الله است، و مقصد نهائی اش زیارت خداست و به همین جهت در روایات از زائر امام به عنوان زائر خدا در فوق عرش تعبیر شده است، بدین معنا که تجلیات خدا از فوق عرش به واسطه امام بر زائر نازل می شود، و چنین ظرفیتی برای زائری که بخواهد کمال استفاده را از محضر امام ببرد در زیارت وجود دارد؛ بالاترین درجه زیارت آنست که زائر از روی شوق و اشتیاق قلبی به سمت امام حرکت کند، و چنین زائری است که در حقیقت راحل است و قصد برگشت از نزد امام را ندارد، زیرا به ندای دعوت امام که داعی الله است لبیک گفته و از تمام تعلقات خود بیرون می آید، و اوست که هر قدمش در راه زیارت رشد است و حجابی از او بر می دارد، آداب زیارت را انجام داده و در راه به دنیا مشغول نمی گردد، و تمام وجودش متوجه مقصود است، هنگام اذن دخول بالاترین و برترین اذن دخول را می طلبد، و با هر سلام به شئون مختلف امام، ابوابی از همان شان برویش باز می شود، و تجلیات تازه ای از امام بر قلبش می تابد، اعتقاد به مفترض الطاعه بودن امام و اطاعت عملی از ایشان عهدهای بسته شده زائر با امام است که ناقص است و کهنه می شود و جز با زیارت تکمیل و تجدید نمی گردد، در مقابل، عهد امام نیز این است که از تمام مقامات خود به زائر بتاباند، و قلب او را به نور خود روشن نماید؛ اگر زائر موفق به زیارت امام نشد، مامور به زیارت مومن است زیرا هر مومنی به اندازه کمال خود محلی تجلی انوار امام است و اگر مومنی از همه سرچشمه های امام نوشیده باشد، زیارت او حقیقتا زیارت ائمه خواهد بود که وجود مقدس حضرت معصومه سلام الله علیها اینگونه است و مومنین مامورند در حرم ایشان تمام انبیا و اولیاء و ائمه را زیارت کنند، زیرا از تمام آنچه ائمه دارند به ایشان عطا شده و ایشان حامل انوار ائمه اند لذا در روایات زیارت ایشان مساوی با بهشت دانسته شده است، فاطمه معصومه دارای مقام حق الطاعه است که مطابق روایات به شفاعت ایشان تمام شیعیان وارد بهشت می گردند، و این مقام به معنی تجلی تمام انوار معصومین در این ذات مقدس است و زیارت مداوم ایشان سیر در مقامات رفیع توحیدی است.

جایگاه رفیع زیارت در روایات

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و لعنة علی اعدائهم. یکی از مناسک و عبادات مهمی که در مکتب اهل بیت علیهم السلام بر آن تأکید شده زیارت و به ویژه زیارت ائمه علیهم السلام است که شاید کمتر عبادتیست که به این اندازه برای آن از ائمه علیهم السّلام ثواب نقل شده و رسیده باشد. بخصوص در زیارت سید الشهدا و در زیارت امام رضا علیه السلام که ثواب های خیلی فوق العاده ای ذکر شده است؛ گاهی ثواب هفتاد هزار حج، آن هم حج مقبول در یک زیارت معصوم نقل شده است؛ حج از اعمالیست که ثواب های فوق العاده ای دارد و یک عمل عادی نیست؛ در روایت دارد که یکی از ثروتمندان از اصحاب نبی اکرم موفق به حج نشده بود. حضرت از حج برمی گشتند و او حضرت را زیارت کرد و گفت آقا من پول خیلی دارم ولی امسال موفق به حج نشدم چقدر انفاق کنم که ثواب حج به من داده شود؟ حضرت فرمود: اگر به اندازه این کوه، طلا در راه خدا بدهی جای حج را نمی گیرد و ثواب حج را پر نمی کند حج از عبادات بسیار پر ثواب و پرخاصیت و پربرکت است؛ ذیل آیه «ففرّوا اِلی اللّه»(ذاریات/50) همگی از گناهتان از شرکتان و از بتکده تان بیرون بیایید و به سوی خدا فرار کنید و پناه ببرید در رویات آمده است که «حجوا الی الله»(1) فرار به حج در واقع فرار از شرک و غفلت و گناه به سوی توحید و بندگی خداست. حج خیلی عمل فوق العاده ای است و مناسک فوق العاده ای هم دارد؛ در کامل الزیارات ابن قولویه این حدیث را از موسی بن جعفر ارواحنا فداء نقل کرده که حضرت فرمودند: اگر کسی فرزند من علی بن موسی الرضا را زیارت بکند، ثواب هفتاد حج دارد؛ راوی تعجب کرد و گفت: آقا در یک زیارت ثواب هفتاد حج هست؟ حضرت فرمودند در یک زیارت هفتاد حج آن هم حج مقبوله هست؛ راوی عرض کرد: هفتاد حج؟ حضرت فرمودند: هفتصد حج؛ گفت: یعنی هفتصد حج مقبوله در یک زیارت؟ فرمودند: هفت هزار حج؛ باز تعجب کرد، حضرت فرمودند: هفتاد هزار حج؛ دیگر حضرت این مسیر را ادامه ندادند و فرمودند: بالاتر از این بگویم که اگر کسی یک شب محضر امام رضا بخوابد و حضرت را زیارت بکند و یک شب بیتوته کند، خوابیدن در محضر امام رضا و به اشتیاق ایشان، ثوابی است فوق همه اینها که خدای متعال را در عرش الهی زیارت می کند؛ خیلی از بیان حضرت استفاده می شود که این زیارت ثوابش فوق ثواب حج است. در زیارت سید الشهدا هم متعدد این مساله نقل شده و بخصوص در زیارت عرفه حضرت چندین روایت داریم که اگر کسی حضرت را زیارت کند «کمن زار الله فی عرشه»(2) مثل کسی است که خدا را در مقام عرش الهی زیارت کرده است؛ در این روایتی که عرض کردم این زیارت در عرش را حضرت موسی بن جعفر معنا کرده اند که اگر کسی امام رضا را زیارت کند خدا را در عرش زیارت کرده به چه معناست؛ البته زیارت خدای متعال به معنی زیارت جسمانی نیست؛ خدای متعال جسم نیست که ما یک ملاقات جسمانی با خدا داشته باشیم؛ ولی در روایات متعددی آمده که زیارت معصوم به منزله زیارت خداست. این امر را در این حدیث بخصوص توضیح داده اند و فرمودند: روز قیامت که می شود چهار نفر از اولین و چهار نفر از آخرین در عرش الهی و در آن مقام رفیع هستند؛ از اولین، چهار پیغمبر اولوا العزم: حضرت نوح، حضرت ابراهیم، حضرت موسی کلیم و عیسی مسیح سلام الله علیهم اجمعین هستند و از آخرین وجود مقدس نبی اکرم، امیرالمؤمنین، امام مجتبی و سیدالشهدا و البته بقیه معصومین هم همین طورند اما در این روایت این چهار معصوم را به یک دلیل ذکر کرده اند، بعد حضرت فرمودند: «ثم یمد المضمار»(3) یعنی صحنه عرش الهی وسعت پیدا می کند؛ یعنی ذیل رحمت نبی اکرم عرش وسعت پیدا می کند و همه زائرین ائمه در قیامت روی عرش قرار می گیرند و سپس فرمود آن که ثواب و هدیه اش از همه بهتر است، زائر امام رضا علیه السلام است. روایت خیلی عجیبی است.

زیارت؛ ظرف بی نظیر تقرب

آنچه در آخرت محقق می شود، همین چیزی است که در دنیا حاصل شده است. کسی که امام رضا را زیارت می کند در واقع این زیارت اگر خوب واقع شود نتیجه اش زیارت خداست؛ یعنی هم اکنون یک لقاء و زیارت باطنی و حضوری در محضر خدای متعال برای این فرد پیدا می شود. گاهی انسان عنایات و رحمت خدا و به تعبیر بزرگان تجلیات خدا را که به قبلش وارد می شود، برای عالم ملک است، زیرا ظرفش همین قدر است؛ ولی گاهی رفعت پیدا می کند و عنایاتی را که از عرش الهی نازل می شود در همین دنیا درک می کند؛ اگر کسی به زیارت امام معصوم برود و خوب زیارت کند، گویا خدای متعال را ملاقات می کند و یک لقای باطنی بین او و خدای متعال در عرش واقع می شود؛ بعضی فرمودند که معنای این حرف این است که تجلیات خدای متعال از فوق عرش به واسطه امام یعنی از ورای حجاب امام به انسان می رسد؛ حضرت موسی بن جعفر در آن روایت بالا فرمودند: در زیارت فرزند من هفتاد حج، هفتصد حج، هفت هزار حج، هفتادهزار حج مقبوله است؛ یعنی انسان هفتاد هزار سال عمر کند و هرسال هم به حج واجب موفق بشود و هرسال هم حجش مقبول بشود؛ یعنی هزار برابر عمر عادی ما عمر کند و هر سال هم حج برود و هرسال هم زیارتش مقبول بشود و دیگر کاری نکند که زیارت رد بشود؛ گاهی آدم نماز می خواند؛ یعنی نمازش و فریضه اش انجام شده ولی مقبول نمی شود. مثلاً اگر غیبت کنید نمازتان چهل روز قبول نمی شود، نه اینکه نماز باطل است؛ یعنی از نظر فقهی صحیح است و اعاده هم نمی خواهد ولی قبول نمی شود؛ یعنی آدم را بالا نمی برد اینکه اعمال ما رشد نمی آورد به این دلیل است که عمل بالا نمی رود یعنی شرایط صحت را دارد ولی شرایط قبولی را ندارد؛ در این روایت اگر کسی به حج رفت و مقبول شد، فقط در یک زیارت امام رضا این قدر ثواب هست. این تفاوتی هم که حضرت اول فرمودند هفتاد و بعد هفتصد، هفت هزار و هفتاد هزار، این را بزرگان توضیح داده اند که معنای این حرف این است که در زیارت امام رضا می تواند ثواب هفتاد هزار حج باشد؛ از هفتاد تا هفتاد هزار می تواند در زیارت امام رضا ثواب باشد؛ یا در زیارت سیدالشهدا می شود یک جوری انسان زیارت برود که هر قدمی که برمی دارد ثواب یک حج عمره به انسان بدهند؛ یعنی آثار یک حج عمره در انسان آشکار بشود. این شدنی است و هیچ اشکالی هم ندارد؛ البته تابع درجات زیارت انسان است. یک زائری ممکن است زحمت بکشد و ثواب یک حج به او بدهند. کمااینکه در زیارت سیدالشهدا گاهی فرمودند که ثواب یک حج عمره دارد؛ ولی گاهی فرمودند ثواب هفتادهزار حج دارد؛ معنایش این است که ممکن است یک زائری برود زیارت ثواب یک حج عمره به او بدهند ممکن است برود و ثواب هفتاد هزار حج عمره به او بدهند؛ در حج هم همین طور است.

مراتب و درجات زیارت

خیلی تعبیر بلندی است که بعضی از حاجیها هستند وقتی حجشان را تمام می کنند به آنها می گویند: «کیوم ولدته امّه»(4) مثل روزی که از مادرت متولد شده ای، تا اینجا پاکت کردیم و مواظب از این به بعد خودت باش. این خیلی مهم است که انسان از نو متولد بشود. اگر یک ماشین سی سال کار کرده باشد هرکارش بکنی دیگر مثل روز اول نمی شود و هرچه هم تعمیرش کنی ماشین سی سال کارکرده است؛ حال یک آدم شصت سال در این دنیا بوده با غفلت ها و اکنون به این به آدم می گویند مثل روزی که از مادرت متولد شده ای از نو شروع کن. خیلی مقام عجیبی است که اگر کسی حجش مقبول شود اینگونه است؛ از این بالاتر هم دارد که به بعضی از حاجیها خطاب می شود که با این حجی که شما انجام دادید، گناه گذشته و آینده ات آمرزیده شد؛ یعنی گاهی می شود که انسان به حرم امام رضا می رود، وقتی از حرم امام رضا بیرون می آید، زیارتش تمام می شود. در واقع از حصن بیرون آمده است؛ یعنی پاکش کرده اند و از حصن و برج و باروی امام رضا بیرون آمده و دیگر دست شیطان به انسان می رسد؛ یقه انسان را می گیرند و به او می گویند مواظب باش گناه نکنی؛ ولی گاهی انسان وقتی می رود زیارت امام رضا دیگر تا ابد در مقام زائر می ماند؛ یعنی در حصن و حرم امام رضا می ماند، ولو جسمش می آید در بازار کار می کند، یا به اداره و دانشگاه و حوزه می رود و درس می خواند؛ ولی روحش در حرم امام رضا است. بعضی زائران این گونه اند؛ وقتی به زیارت می روند، دیگر هیچ وقت از آن حالت زیارت بیرون نمی آیند و این خیلی مقام رفیعی است. این همان است که وجود مقدس رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم در آن نقلی که از ایشان شده به اصحابشان فرمودند «لَوْ تَدُومُونَ عَلَى الْحَالَةِ الَّتِی وَصَفْتُمْ أَنْفُسَکُمْ بِهَا لَصَافَحَتْکُمُ‏ الْمَلَائِکَةُ وَ مَشَیْتُمْ عَلَى الْمَاء»(5)؛ یعنی اگر آن حالاتی که در نزد من دارید و توصیف می کنید که وقتی پیش شما می آییم رقت قلب پیدا می کنیم و بی میل به دنیا می شویم و محبت آخرت در دل ما می آید و در دنیا بی قرار می شویم، اگر این حالات را حفظ می کردید و مداومت براین حالات پیدا می کردید شیطان دستبرد به سرمایه تان نمی زد و ملائکه با شما مصافحه می کردند و روی آب راه می رفتید؛ زیارت در وقت های مختلف، ثواب های مختلفی دارد. اگر کسی شب نیمه شعبان خودش را به حرم سیدالشهدا برساند، صد و بیست و چهار هزار پیامبر با او مصافحه می کنند. خیلی مقام عجیبی است. آنها هم به زیارت سیدالشهدا می آیند و هم گویا یک احوال خوشی آن شب دارند و صاحبخانه و پذیرایی کننده زائران آنها هستند، اگر زائری نیمه شعبان خودش را رساند صد و بیست و چهار پیغمبر با او مصافحه می کنند؛ یعنی عالم انسان، عالم انبیاء می شود؛ وارد عالم انبیاء می شود و با انبیا حشر و نشر پیدا می کند. حالا اگر کسی در این حالت ماند، دیگر دائماً در عالم انبیا می ماند. بعضی زائران این طوری اند وقتی به زیارت می روند دیگر الی الأبدشان تضمین می شود.

شوق؛ بالاترین درجه زیارت

زائرین متفاوتند؛ همین طور که عبادت کننده ها متفاوتند. یک عده ای از ترس عبادت می کنند، یک عده ای از سر میل به بهشت عبادت می کنند، یک عده ای محبت خدا بی قرارشان کرده و نصف شب بلند می شوند و مناجات می کنند. اگر از آنها بپرسی که چرا بلند شدی؟ می گوید: دلم برای خدا تنگ شده؛ دوست دارم با خدا حرف بزنم. این دسته ثوابشان با بقیه متفاوت است، به تعبیر مرحوم علامه طباطبایی در تفسیرشان می فرمایند: اینها ثوابشان رضوان الله است؛ یعنی آنهایی که برای محبت خدا فارغ از بهشت و جهنم عبادت می کنند، آزادند. اینها مزدشان هم با بقیه فرق می کند؛ مقام رضوان بهشت، یعنی بالاترین درجه بهشت را به آنها می دهند و آنها هم محبت خدا به خودشان را می چشند؛ این مزدشان دوستی خدا می شود و محبت و رحمت خدا به خودشان را درک می کنند؛ زائرین هم همین طورند یک زائری وقتی می رود زیارت، شوقاً می رود؛ یعنی مشتاق است و دلش برای امام حسین تنگ شده است، یا از قم به مشهد می رود و نه کاری با قرضش دارد نه کاری با بیماری اش دارد و حتی از امام رضا بهشت نمی خواهد؛ (البته وقتی زیارتش را انجام داد باید دعای عالیة المضامین را بخواند و آنجا امام را واسطه قرار داده و حاجتها را از خدا بخواهد و الّا نوعی استکبار در مقابل امام به حساب می آید که انسان از امام نخواهد) اما اگر به او بگویند چرا می روی؟ می گوید دلم برای امام رضا تنگ شده و می خواهم بروم امام رضا را زیارت کنم؛ این زائران فوق العاده اند؛ این در ثواب زائرین سیدالشهدا بود که شوقاً (از روی دلتنگی برای امام حسین) به زیارت امام حسین می روند. به آنها می گویند نه فقط گذشته تان پاک شد؛ بلکه مثل اینکه از مادر متولد شده اید و هیچ عیبی دیگر در تو نیست و پاک پاک شدید و آینده شما هم تضمین شده است. چنانکه خدای متعال در قرآن می فرماید: «لِیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِکَ وَ ما تَأَخَّر»(فتح/2)

زائر؛ مسافر الی الله

از تعابیری که در خود زیارات آمده استفاده می شود که زیارت که این قدر فضیلت و ثواب دارد ، سفر الی الله است؛ یعنی انسان از خانه نفس و از خانه دنیا و از خانه تعلقاتش بیرون می آید. زائر مسافر الی الله است. اگر بگویند کجا می رود؛ می گوید: رو به خدا می روم. البته سفر به سوی خدای متعال یک سفر مکانی نیست که از یک نقطه انسان به یک نقطه دیگر برود و آنجا به خدا نزدیک تر شود؛ نسبت خدای متعال به همه مکان ها یکسان است؛ ولی همین طوری که نماز سفر الی الله است، زیارت امام هم سفر الی الله است، مسافرت به سوی خداست، شاهدش همین تعبیر نورانی است که در همین زیارت معروفه حضرت امام رضا است که شاید از وجود مقدس امام هادی ارواحنا فداه سلام الله علیه هست. در اول آداب این زیارت است که غسل کنید و بیایید کنار درب خانه بایستید؛ همین که می خواهید پایتان را بگذارید در مسیر سفر بگویید «بسم الله و بالله و الی الله والی ابن رسول الله»؛ یعنی اولاً با اتکاء به خدا وارد این میدان  می شوید، زیرا این سفر یک سفری نیست که انسان با سرمایه دلش و با سرمایه ریاضتهایش بگوید من چهل روز ریاضت کشیدم حالا دیگر لایق زیارت شده ام. نه، این طوری نیست؛ بلکه وقتی می خواهید در این میدان عظیم پا بگذارید و رو به خدا بروید، اتکایتان به خدا باشد و استعانت از خدا بجویید و با «بسم الله» وارد این وادی بشوید؛ زیرا می خواهید «الی الله» بروید؛ یعنی سفر به سوی خدا و «الی ابن رسول الله» است؛ این سفر به سوی خدای متعال، از وادی ولایت امام رضا عبور می کند. در محضر امام رضا هستیم اما مقصد ما خداست و برای اینکه به خدا برسیم به محضر امام علیه السلام می رویم؛ امام صراط به سوی خدا و سبیل الله است. اگر کسی این سفر زیارت که این همه آثار و برکات دارد را انجام داد، در واقع پایان این سفر هفتاد هزار حج و لقاء الله فوق عرشه است و اگر این سفر خوب انجام بشود، مؤمن در پایان این سفر معنوی دیداری با خدای خودش پیدا می کند.

تفاوت زائر و مسافر

مقدمه سفر الی الله این است که انسان بسم الله و بالله بگوید و تکیه بر خدا کند و پا بگذارد در سفر الی الله و الی ابن رسول الله و نه فقط مسافر بلکه بالاتر، راحل الی الله بشود؛ یعنی همه چیز را پشت سر بگذارد و با تمام وجود به طرف امام رضا برود؛ اگر قصد انسان در زیارت این بود که به محضر امام برود و دوباره به سوی وطن خودش برگردد، این زائر نیست؛ این در واقع مسافر است. بزرگان بین مسافر و راحل فرق می گذارند. مثلاً کوچ نشین ها وطن ندارند و همیشه وطنشان پیش رویشان است، یک جایی یکی دو ماه می مانند؛ اما دل به آنجا نمی بندند زیرا آنجا وطنشان نیست و تعلقاتی در آنجا ندارد؛ می روند یک جای بهتری پیدا می کنند و دائم در حال حرکت هستند؛ راحل اینگونه است که وقتی روبه خدا می رود به قصد برگشتن نیست اما مسافر می رود که برگردد زیرا یک تعلقاتی دارد. اگر انسان در این سفر زیارتی راحل بود، یعنی از تعلقات خودش بیرون می رود و به هیچ وجه به این تعلقات نمی خواهد برگردد؛ از لباس و پوشش علایقش بیرون می آید.

زیارت؛ لبیک به داعی الله

برخی گفته اند وقتی حاجی لباسهایش را بیرون می آورد و محرم می شود؛ بدین معناست که محرم شدن یعنی همه علایق دنیایی ات را بکن و لباس احرام بپوش و رو به خدای متعال برو؛ وقتی لباست را تغییر دادی بگو «لبیک اللهم لبیک» این معنایش این است که گویا تا بحال من صدای خدا را نمی شنیدم؛ زیرا منادی خدا ما را همیشه صدا می زند، مثلاً در ماه رجب منادی از آسمان هفتم ما را صدا می زند؛ یا هرشب جمعه منادی از آسمان هفتم صدا می زند؛ یعنی می گوید درها تا آسمان هفتم باز است. دائم منادی خدا ما را صدا می زند. از همه مهمتر وجود مقدس نبی اکرم صلی الله علیه و آله وسلم «و داعیا الی الله باذنه»(احزاب/46) ما را به اذن خدای متعال (و نه از طرف خودش بلکه با اجازه خدا) دعوت به سوی خدا می کند؛ البته جلوه های دیگری همچون دنیا و نفس و شیاطین هم هستند؛ یعنی دیگران هم ما را صدا می زنند لکن گویا تا به حال گوش ما سنگین بوده همه سروصداها را شنیدیم جز صدای دعوت خدای متعال، همه دعوت ها را اجابت کردیم و سر سفره همه نشسته ایم جز سر سفره خدای متعال و گویا محرم وقتی لباسش را درمی آورد از همه تعلقاتش بیرون می آید و حالا آماده می شود. گویا صدای منادی خدا را می شنود و در جواب، تلبیه می گوید: «لبیک اللهم» و خدا را اجابت می کند؛ زیارت نیز همینگونه است.

زیارت حقیقی؛ زیارت مقامات معنوی امام

زائر وقتی به سوی امام می رود از همه تعلقات خودش باید بیرون بیاید و بعد قدم در وادی سلوک گذاشته و رو به امام می رود و هر قدمی که برمی دارد، یک قدم رو به رشد است؛ اگر این طور شد یعنی راحل شد و سفرش سفر الی الله شد و آنوقت است که دیگر نمی خواهد به تعلقاتش برگردد، این زائر است که هر قدمش می تواند یک حج باشد و در هر قدم حجابی از دلش برداشته می شود و انس و محبتی با امام برایش پیدا می شود. لذا این راحل وقتی رفت دیگر هرگز نمی خواهد به جای اولش برگردد؛ یعنی اگر به خانه اش هم برگردد دیگر به تعلقات دنیایی اش برنمی گردد، بلکه با یک ظرفیت دیگر و با محبت امام رضا برمی گردد. اینجاست که دیگر بازارش هم بوی امام رضا می دهد، خانه اش هم بوی امام رضا می دهد، خوابیدنش هم بوی امام رضا می دهد؛ کسی که زائر شد و زیارت را درک کرد، باید وجودش بوی امام رضا بدهد؛ اگر بوی امام رضا نداد، این هنوز زائر نشده است. آدم با کسی که دستش رو عطر زده مصافحه کند، معطر می شود. یا با یک معانقه بوی عطر می گیرد، چطور می شود انسان برود توی حرم امام رضا و بوی عطر امام، آن عطر معنوی را نگیرد. گاهی نبی اکرم این عطرشان منتشر می شد همه می فهمیدند. مرحوم ملا علی همدانی یک داستانی می گوید که یک نفر را حضرت در عالم رؤیا لبش را بوسیده بودند هر وقت می آمد پشت در من از بوی عطرش می فهمیدم فلانی آمده است؛ عطر بهشتی هم نبود. نمی شود آدم برود در حرم امام رضا اما بوی عطر امام رضا را نگیرد؛ اگر زائر شدی باید معطر بشوی و حالت تغییر کند؛ احوالت عوض بشود و رنگ و بوی امام رضا بگیری؛ آن کسی که می رود به سوی امام رضا که دیگر برنگردد، وقتی به امام می رسد و وارد حرم امام می شود، به اندازه ظرفیتش درهای حرم به رویش باز می شود. همه زائرینی که محب اهل بیت هستند وقتی می روند و می آیند حالشان خوش است و همه گناهانشان آمرزیده است؛ ولی آنهایی که زائر حسابی هستند درهای حرم باز می شود و باطن حرم را می بینند و مقامات معنوی امام را زیارت می کنند و ولایت امام برایشان مشهود می شود. این است که آنجا به آدم اجازه می دهند بایستد و زیارت جامعه کبیره بخواند.

حداقل آداب زیارت

کسی وارد حرم می شود که از خانه که می رود، راحل باشد و در راه هم دنیا مشغولش نکرده باشد. در روایات فرمودند: از خانه ات که بیرون می آیی و رو به حرم امام می روی، توجه به دنیا نکن و دائم مشغول به ذکر باش. عجیب آنجاست که اذکاری هم که در راه زیارت امام هست، عمدتاً ذکرهای توحیدی است «سبحان الله و الحمد لله و لااله الا الله» این تسبیحات اربعه را بگویید و تجربه هم شده که آن کسانی که وقتی زیارت می روند، در مسیر زیارت مشغول به ذکر توحیدند زیارتشان با بقیه متفاوت است و درها به رویشان باز می شود.

بعد بایست دم در و آن اذن دخول فوق العاده را بخوان: «وقفت علی باب من ابواب بیوت نبیک»(6)؛ یعنی خدایا من در یکی از خانه های پیغمبر تو ایستاده ام. اسرار نبوت در خانه امام رضاست در خانه سید الشهداست و من می خواهم از این اسرار برخوردار بشوم و می خواهم وارد بیت النبوة شوم و حقایق نبوت برای من معلوم شود؛ آن حقایقی که بر قلب پیغمبرت نازل کردی و این پیامبر این حقایق را در یک خانه هایی آورد. همه آن چراغ هدایت در حرم امام رضا روشن است و من می خواهم از این چراغ و از آن معارف استفاده کنم و می خواهم وارد بیت النبوة بشوم؛ خدایا من معتقدم این آقایی که به  زیارتش می روم زنده است می بیند می شنود جواب می دهد؛ زیارت اینست و الا اگر آدم به اینها معتقد نیست برای چه اصلاً راه می افتد و می رود؛ باید اینگونه وارد شد.

اهمیت اذن دخول

هنگام ورود به حرم اهل بیت باید از خدای متعال و ائمه و رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم و از ملائکه اجازه گرفت؛ البته با هر اذنی هم یک گشایشی می شود؛ در اذن دخول هست که به حضرت می گویید من بهترین اجازه ورودها را می خواهم؛ یعنی آن اجازه ای که به بهترین دوستانتان، اصحابتان و یارانتان، فقها و بزرگان می دهید، آن اجازه را به من بدهید تا من وارد بشوم؛ یک اجازه معمولی نباشد لذا اجازه ها فرق می کند؛ وقتی انسان به زیارت یک بزرگی می رود مکانها متفاوت است؛ به یک کسانی اجازه زیارت خاص می دهند. گاهی به کسانی هم اجازه می دهند به امام رضا نزدیک بشوند و درهای معرفت به رویشان باز شود. آن وقت است که حقایق ولایت امام به روی انسان گشوده می شود و به یک شرب مدام می رسد؛ یعنی از جام ولایت امام می نوشد و به تعبیر قرآن: «سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُورا»(انسان/21) و غفلت و شرک و گناهش پاک می شود.

سلام به هر مقام امام؛ فتح بابی از توحید

اگر کسی راحلا به حرم امام رفت، هر سلامی که به امام می کند یک باب از توحید به رویش باز می شود، چون هر مقامی از مقامات ائمه علیهم السلام یک باب توحید است؛ زیرا ائمه ابواب الله هستند و هر مقامی از مقاماتشان یک بابی است به سوی خدا و از هر دری که بروید راهی به سوی خدا باز می شود؛ فرض کنید یک عده شاگرد علمی امام صادق بودند و این یک راه به سوی خداست؛ یک عده شاگرد معنوی و سلوکی امام صادق بودند و این هم یک راه به سوی خداست؛ یک عده مثل کمیل از آن راه به سمت خدا می رفتند، یک عده ای مثل مالک اشتر بودند و این هم یک راه است.

هر شأنی از شؤون امام یک راهی به سوی خدای متعال است در هر سلامی که انسان به امام رضا می کند جواب سلام اگر داده بشود از همان وادی درهای توحید و یک راه برای انسان باز می شود. لذا در هر زیارتی اگر کسی زائر شد، دهها باب به سوی توحید و معرفت خدا برایش باز می شود و این است که هفتاد هزار حج است؛ در هر سلامی به امام، امام شفاعت می کند و حاصل شفاعت امام این است که از آن مقام امام یک تجلی به قلب انسان می شود و یک بابی به روی انسان باز می شود و یک معرفتی به آن مقام امام پیدا می شود. تا امام اجلال نزول در قلب انسان نکند و نور امام به قلب انسان نرسد، معرفت واقع نمی شود. معرفت حقیقی وقتی واقع می شود که درهای قلب باز بشود و شرح صدر پیدا بشود و حقیقت ولایت و انوار امام در قلب انسان بیاید؛ آن وقت انسان امام را در باطن خودش زیارت می کند و این معرفت حقیقی می شود. اگر انسان «عارفاً بحقه» وارد شد، هر سلامی که می کند از همان مقام امام یک جلوه و تجلی و یک نوری به قلب انسان می رسد و یک بابی از معرفت امام به قلب انسان گشوده می شود. در زیارت جامعه کبیره دهها سلام است و دهها مقام و از هر مقامی می شود یک راهی به سوی خدا پیدا کرد.

زیارت؛ تکمیل و تجدید عهد با امام

یکی از اتفاقاتی که در زیارت امام می افتد این است که عهد انسان با امام تجدید و کامل می شود. در روایت آمده است که تمام عهدتان با زیارت است؛ ما یک عهدی با خدای خودمان داریم و یک عهدی با امام خودمان داریم. هر روز صبح ما این عهد را نو می کنیم، دعای عهد همین است. گویا زندگی دیروز تا امروز عهد ما را با امام کهنه کرده پس از نو عهدمان را تجدید می کنیم. این تجدید عهد نمی گذارد یادمان برود که ما چه قراری با امام خودمان بسته بودیم. مثل زمانی که ما یک قرارهایی داریم و اگر این قرارها را انسان مرور نکند یادش می رود؛ لذا هر روز صبح می گویند برو قرارت را با امامت نو بکن. زندگی ما گویا عهد ما را کهنه می کند. این که در روایات دارد قرآن عهد شما با خداست؛ این عهد نامه را هر روز بخوانید برای همین است.

ما یک تعهداتی به خدا دادیم. اینکه چه تعهداتی ما به خدا دادیم و خدای متعال چه تعهداتی به ما داده است، این در قرآن است هر روز قرآن را باز کنید. در روایت است که لااقل پنجاه آیه از قرآن بخوانید چون عهدنامه شما با خداست؛ زیارت هم این است. انسان وقتی محضر امام می رود در واقع عهد خودش را تمام می کند؛ یعنی عهدها را قبلاً بسته و الان می رود عهدها را کامل می کند. عهدهای ما با امام همین هایی است که در زیارت جامعه می خوانیم آنچه ما در زیارت جامعه می خوانیم عهد ما با امام است؛ ما با امام عهد بسته ایم که شما را در این مقامات بشناسیم و قبول کنیم هم قولاً هم قلباً و هم عملاً این مقامات شما را بپذیریم. با شما عهد بسته ایم که با دشمنان شما همراه نباشیم و متبری از دشمنان شما باشیم. در زیارت عهدهایمان را با امام تمام می کنیم. این عهدها گویا هم ناقصند و هم کهنه می شوند. عهد انسان جز با زیارت کامل نمی شود. در روایات هست عهد ولایت انسان با امام عهد ناقص است و وقتی زیارت رفت، حقیقت این عهد ، تعهدات انسان با امام در زیارت به کمال خودش می رسد؛ کهنه شدن عهد هم در روایات هست در سفینه این روایات در ماده حسبة است؛ از امیر المؤمنین علیه افضل صلوات المصلین ارواحنا فداه نقل شده فرمودند: هر شب محاسبه کنید خودتان را بعد از محاسبه اگر عمل خوبی انجام دادید خدا را شکر کنید و معجب به عمل خودتان نباشید که این کارمن است، بلکه توفیق خداست و خدا را شکر کنید تا توفیقاتتان اضافه بشود و اگر گناه کردید استغفار کنید؛ عهد صلواتتان را تجدید کنید و عهد لعنتان را هم تجدید کنید؛ بیعتتان را با امیرالمؤمنین تجدید کنید. گویا انسان شب و روز که بر او می گذرد غفلت هایی می کند و مکروهاتی یا خدایی ناکرده گناه صغیره ای و کبیره ای انجام می دهد؛ این گناه کبیره هم خروج از عهد توحید و عهد ولایت است؛ فرمود: استغفار کنید و عهدتان را با امیرالمؤمنین تجدید کنید و هم ورود به وادی ولایت ائمه جوراست، پس دوباره لعنتان را تجدید کنید تا دوباره نو بشوید.

عهد معرفت؛ عهد اساسی با امام

وقتی انسان می آید به زیارت امام گویا عهدها و قرارهایی را که با امام داشت نو می کند. قرار هم این بودکه آنها آقا باشند و ما دنباله رو باشیم؛ ائمه ما اهل بیت النبوه و موضع الرسالة هستند و این ها عهدهای ماست. بنا بود او امام باشد ما مأموم و ما دنبال حضرت برویم. باید بدانیم او چه دارد و ما تا کجا می خواهیم دنبالش برویم؟ مثلاً اگر انسان با یک استادی قرار می بندد که تو استاد باش و ما شاگرد بشویم. این استاد مثلاً علم نحو بلد است و ما دو سال شاگردی می کنیم؛ و بعد از هم جدا می شویم، زیرا دیگر چیزی دستش نیست؛ ولی این کسی که ما با او عهد بسته ایم تا لقاء الله می خواهیم با او برویم و صاحب زیارت جامعه است و عهد ما این است که ما شما را صاحب این مقامات می دانیم و می خواهیم تا آن مقامات دنبال شما بیاییم. این عهد معرفت خیلی عهد مهمی است که ما شما را صاحب این مقامات می دانیم و فایده اش این است که امامی که من می خواهم دنبالش بروم، اگر یک آدم معمولی است تا سرکوچه می شود با او بروی و بیشتر نمی شود؛ ولی اگر امامی است که زیارت جامعه کبیره در شأنش است تا بالاترین مقامات توحیدی می شود با او بروی و زیارت او می شود «لقاء الله  فوق عرشه»؛ یعنی تا لقاء الله می شود با او بروی پس عهد ما با امام رضا این زیارت نامه و زیارت جامعه کبیره و بقیه زیارت هاست؛ عهد صلوات است عهد لعن است. این عهدها هم کهنه شده و هم ناقص است.

عهد دوطرفه امام و ماموم

زیارت دو خاصیت دارد ایمان ما را هم کامل می کند و هم نو می کند و نیز  ولایت ما را هم کامل و هم نو می کند. این عهد دو طرفه است؛ یعنی ما با امام عهد بستیم که او امام باشد و ما دنباله رو و ماموم باشیم، و امام نیز با ما عهد شفاعت بسته که اگر شما دنبال من آمدید، من شما را می برم. در راه خدا باید انسان را ببرند؛ این راه رفتنی نیست بردنی است. این که گاهی ارباب معرفت این حرفها را می زنند که: «گر می روی بی حاصلی * گر می برندت واصلی» یعنی می خواهند بگویند که وادی توحید بردنی است و رفتنی نیست. توحید، اعطا کردنی است؛ یعنی خدا باید به ما بدهد. ایمان از عالم بالا می آید همه سلوک ما آمادگی و عهد و قرار است. بنابراین عهد ما این است که ما دنبال امام برویم و امام هم عهدش با ما این است که دست ما را بگیرد. امام صاحب زیارت جامعه کبیره هست و ما همه این مقامات را قبول داریم و اگر قبول کردی امام هم می گوید من همه آنچه دارم به شما می دهم؛ یعنی با همه مقاماتش دستگیری می کند؛ با همه مقاماتش شفاعت می کند؛ فرض کنید یک نفر فقط فقه بلد است، پس فقط در فقه شاگردی او را می کنند؛ اما اگر فقیه و متکلم و محدّث و ادیب است و دهها علم دارد؛ خوب در همه این وادی ها می توانی شاگردش باشی. روایتی در کافی است که امام رضا ارواحنا فداه فرمود به همه بگویید: من و اجدادم به مردم نگفتیم شما بنده ما در عبادت هستید (که باید ما را عبادت کنید) ما این را نگفتیم؛ عبادت مختص خدای متعال است «ایّاک نعبد و ایّاک نستعین» اما می گوییم و شما هم از قول ما بگویید «و لکن عبید لنا فی الطّاعة»(7)؛ یعنی مردم در بندگی بنده ما هستند و مثل بنده هر چه گفتیم باید گوش بدهند؛ اگر عهد ما با امام این است خوب از همه ی مقاماتی که امام دارد باید به ما بدهد.

زیارت؛ جریان فیض از تمام مقامات امام

زائر باید این طوری باشد و باید به امام بگوید آقا از همین که دارید می خواهم به من هم بدهید «السلام علیکم یا اهل بیت النبوة»، یعنی شما اهل بیت نبوت هستید یک چیزی هم از این به ما بدهید. اگر زائر شدی از همه ی مقامات امام بر تو فیض جاری می شود و این است که یک زیارت هفتاد هزار حج می شود؛ یک زائر وقتی می رود زیارت امام رضا همه ابواب ولایت امام و همه نهرهای ولایت امام به رویش جاری می شود و همه درهای علم به رویش جاری می شود. در روایتی وجود مقدس رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم در لحظه ی آخر هزار باب علم را به روی امیرالمؤمنین گشودند که از هر باب هزار باب دیگر گشوده می شد. آن مخصوص امیرالمؤمنین و نبی اکرم بود و ما نمی دانیم چیست؛ ولی بین امام و مأموم نیز همینگونه است؛ اگر کسی آماده شد و درهای علم امام باز شد هزاران وادی علم در یک لحظه بدون حرف و حدیث باز می شود و اینجا دیگر گفتگو نیست؛ بلکه گشایش و اعطای قلبی است و در یک لحظه است. اگر کسی قابل شد از همه ی مقامات امام فیض جاری است و از همه مقامات امام به قلب انسان جاری می شود و آن وقت می شود هفتاد هزار حج و بیش از هفتاد هزار حج.

زیارت مومن؛ زیارت امام

نکته مهمی که در روایات وجود دارد اینست که فرمودند: اگر نتوانستی به زیارت ما بیایید، به زیارت مؤمن بروید؛ البته مؤمن مقاماتی دارد. مؤمنی که سرّ ایمان در او هست. شاید مؤمنان معمولی هم همین ثواب باشد ولی به اندازه خودش، فرمود بروید زیارت مؤمن و ما این را به جای زیارت خودمان قبول می کنیم. گویا در مؤمن یک جلوه ای از امام هست؛ در بعضی روایات فرموده اند: «مؤمن ینظر بنور الله»(8)؛ یعنی مؤمن از نور خدا آفریده شده است. در بعضی روایات دارد از نور امام آفریده شده است یعنی در مؤمن یک جلوه ای از امام هست؛ در این حدیث نور امام در مؤمن هست؛ لذا شما اگر به زیارت مؤمن می روید انگار به زیارت امام معصوم رفته اید. حالا مؤمن کامل و شیعه کامل آن کسی که حقیقتاً همه مقامات امام در او تجلی دارد؛ شیعه کامل این است. در روایتی است که از معصوم سوال شد که آیا من شیعه ام؟ حضرت فرمود: نه شیعه ابراهیم خلیل است «انّ من شیعته لابراهیم»(صافات/83) یعنی اگر مثل حضرت ابراهیم شدید بگویید ما شیعه ایم(9)؛ حال اگر یک مؤمن کاملی، یک ولی کاملی در وادی ولایت همه مقامات را طی کرده و از همه سرچشمه های ولایت امام نوشیده و از همه ی دریاها سیراب است؛ این خودش چشمه جوشان همه حکمت ها می شود و اگر این را زیارت کنی گویا امام را زیارت کرده ای و زیارت او زیارت ائمه است و حقیقتاً زیارت ائمه است.

حضرت معصومه؛ حامل همه علوم اهل بیت

وجود مقدس حضرت معصومه سلام الله علیها کمترین مقامی که می شود برای ایشان بگویی این است (مقامات بالاتر را من عرض نمی کنم) کمترین مقامی که می شود برای ایشان بگویی این است که همه شؤون ائمه علیهم السلام در ایشان تجلی دارد و همه حقایق ولایت را ایشان دارد؛ از همه آنچه ائمه داشتند به ایشان عطا شده است. نه اینکه فقط حامل یک باب باشد؛ ائمه شاگردانی داشتند بعضی فقط فقه بلد بودند، بعضی طب بلد بودند، امام صادق چهار هزار شاگرد دارند؛ بعضی فقط کلام بلدند؛ ولی بعضی ها بودند جامع هستند. وجود مقدس فاطمه معصومه سلام الله علیها عالم و حامل همه علوم ظاهری و باطنی ائمه است؛ البته به اندازه ظرف وجودی خودشان که فوق همه ماست. این مقام در حدی است که به ما دستور دادند بروید زیارت حضرت معصومه و این خیلی عجیب است. سه امامزاده است که زیارت خاص از ائمه در بابشان داریم؛ قمر بنی هاشم سلام الله علیه، وجود مقدس حضرت علی اکبر و وجود مقدس حضرت معصومه، در باب بقیه امامزاده ها زیارت ماثور نداریم؛ فقط این سه تا بزرگوارند؛ امام رضا به سعد فرمودند: یک قبری ما پیش شما داریم. گفت: فاطمه معصومه سلام الله علیها را می فرمایید؟ حضرت فرمودند: بله، بعد حضرت یک جمله فرمودند: «من زارها عارفا بحقها وجبت له الجنّة»(10) یعنی اگر کسی ایشان را زیارت کند عارف به حق ایشان باشد بهشت قطعاً بر او واجب است. این چه مقامی است که اگر کسی به زیارت ایشان رفت وارد وادی بهشت شده و دیگر از بهشت هم بیرون نمی آید؟ «وجبت له الجنّة»؛ یعنی از الان بهشتی شده و از الان به بهشت می رود. در این وجود مقدس چه هست که اگر کسی زائر ایشان شد وارد بهشت شده و بهشت بر او واجب است و از الان بهشتی است.

فاطمه معصومه؛ دارای مقام مفترض الطاعه

یکی از تعابیر موجود در زیارات ائمه، تعبیر «عارفا بحقه» است؛ اما در باب امامزاده ای مثل ایشان «عارفا بحقها» یعنی چه و این چه حقی است. در باب ائمه حقوق فراوانی دارند که یکی از آن حقوق این است که «مفترض الطاعة» هستند؛ یعنی اطاعتشان واجب است. که در روایت بصائر الدرجات هست که حضرت فرمودند روی زمین مقامی بالاتر از فرض طاعت و واجب الاطاعة بودن نیست؛ چون آن کسی که مفترض الطاعة هست، خدای متعال است و غیر از خدای متعال کسی مفترض الطاعة نیست. چطور می شود یک بنده ای حکم خدا را پیدا کند و مفترض الطاعة بشود؟ همانی است که امام صادق فرمود: «خلطنا بنفسه فجعل ...ولایتنا ولایته»(11)؛ یعنی خدای متعال ما را با خودش یکی کرده و ولایت ما را ولایت خودش قرار داده است. لذا در قرآن آمده است «اطیعوالله و اطیعوا الرسول و اولی الأمر منکم»(نساء/59) یعنی خدا و رسول و اهل بیت را اطاعت کنید. اطاعة الله توحید است و ما بقی اش شرک است مگر اینکه همان طاعة الله باشد؛ این مخالفین و وهابی ها همین یک نکته را غلط می فهمند، درست است که اطاعت غیر خدا شرک است و ما هم قبول داریم که شرک است؛ ولی خدای متعال پس چرا دستور داده «اطیعوالله و اطیعوا الرسول و اولی الأمر» امام صادق فرمودند «خلطنا بنفسه»؛ یعنی ما را با خودش یکی کرده و طاعت ما را طاعت خودش قرار داده است.  لذا «من اطاعکم فقد اطاع الله» اینجا هزار نکته باریکتر از مو است و آنهایی که این را نمی فهمند می گویند شرک است. آنهایی که می فهمند می گویند عین توحید است و مشرک آن کسی است که از فرمان شما تخلف می کند «مَنْ جَحَدَکُمْ‏ کَافِرٌ وَ مَنْ‏ حَارَبَکُمْ مُشْرِک‏»(12) مطیع شما عین موحد است. ائمه مقامی دارند که طاعتشان طاعت خداست؛ بعضی از امامزاده ها هم این طوری می شوند و در یک مقامی قرار می گیرند که همین حق مفترض الطاعه را پیدا می کنند؛ معنی شأن من الشأن حضرت معصومه شاید این است. ایشان کسی است که فرمانش فرمان خدا و حرفش حرف خداست. شأنی از شؤون ولایت معصوم در او هست و شفاعتش شفاعت امیر المؤمنین است رد خور ندارد؛ همه چیزهایی که امیرالمؤمنین می توانند بدهند ایشان به اذن الله می تواند بدهد؛ این خیلی امر عجیبی است.

شفاعت وسیع فاطمه معصومه سلام الله علیها

در روایتی امام صادق اول مدح قم را گفتند و بعد فرمودند: حرم خدای متعال مکه است حرم نبی اکرم صلی الله علیه و آله وسلم مدینه، حرم امیرالمؤمنین کوفه و حرم ما قم است. توصیف قم را کردند بعد فرمودند: پاره تن من در قم دفن می شود «بشفاعتها تدخل الجنّة شیعتی اجمعین»؛ یعنی همه شیعیان من به شفاعت ایشان وارد بهشت می شوند.؛ بهشت مقاماتی دارد و مقامات شیعیان در بهشت مختلف است. بعضی مقامشان مقام درجه یک ایمان است بعضی درجه ده ایمان است؛ حضرت صادق در این روایت فرمود همه شیعیان ما به شفاعت این وجود مقدس وارد بهشت می شوند. معنی اش این است سلمان و ابوذر و مقداد هم جزء شیعتی اجمعین هستند. این چه مقامی است؟! همین طور که همه شیعیان بدون استثنا به شفاعت حضرت زهرا وارد بهشت می شوند؛ اگر حضرت زهرا دستگیری نکند کسی بهشتی نیست، در باب این وجود مقدس هم تعبیر این است که همه شیعیان ما به شفاعت فاطمه معصومه وارد بهشت می شوند. بیان امام صادق است؛ مرحوم قاضی نورالله شوشتری این حدیث را نقل کرده اند که به شفاعت ایشان همه شیعیان وارد بهشت می شوند. این هم عرض بکنم که از همین جا وارد بهشت می شوند؛ کسی می آید زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها از همین جا وارد بهشت شده است. این که فرمود سه در بهشت، در قم باز می شود، خود حضرت معصومه باب الجنّة است؛ یعنی کسی وارد ولایت حضرت معصومه شد وارد بهشت شده و از وادی ولایت حضرت معصومه در بهشت باز می شود. این بهشت هم فقط بهشت حور و قصور نیست؛ حور و قصور و باغستان و نهر هم هست ولی اینها ظاهر بهشت است؛ باطن بهشت خیلی از اینها لطیف تر است؛ کسی که وارد حرم حضرت معصومه بشود، هم وارد ظاهر بهشت می شود و هم وارد باطن بهشت می شود و انشاءالله اگر وارد شد، الی الابد هم در این بهشت می ماند. مقام حضرت معصومه سلام الله علیها این طوری است.

تجلی انوار معصومین در فاطمه معصومه سلام الله علیها

مقام حضرت معصومه چنین مقامی است من نمی دانم چطوری باید معنا کرد که در حرم ایشان همه چهارده معصوم زیارت می شوند؛ آیا غیر از این است که همه انوار معصومین در حضرت معصومه تجلی کرده؟ همه چهارده معصوم در این حرم حاضرند. امام رضا فرمودند همه شما با همه مقامات و درجاتتان بروید به حضرت معصومه بگویید «اشفعی لی فی الجنّه»(13) این چه وجود مقدسی است که درهای بهشت بزرگانی چون مرحوم آیت العظمی بروجردی هم به دست ایشان باز می شود. بزرگان و ارباب معرفت باید بروند زانو بزنند و بگویند «اشفعی لی فی الجنّه فانّ لک عند الله شأنا من الشأن» از شأن ولایت کلیه امیرالمؤمنین و از شأن ولایت حضرت زهرا و چهارده معصوم یک چیزی در شماست. معنای اینکه می گویید: بنت ولی الله، اخت ولی الله، عمة ولی الله یعنی ایشان یک ارتباط باطنی با هر چهارده معصوم دارند؛ این ارتباط ظاهری نیست، شما نمی توانید زیارت حضرت معصومه را برای امامزاده های دیگر (که همه شان جلیل القدرند) بخوانید؛ این زیارتنامه را امام رضا برای ایشان گفته اند. این دختر بودن، این فرزند بودن، این خواهر بودن و این عمه امام بودن یک ارتباط باطنی است بین حضرت و امام زمان است و برای همین است که امام زمان در حرم حضرت دیده می شود. بزرگان دیده اند که امام زمان به زیارت ایشان می آیند. در ایشان یک حقیقتی از چهارده معصوم هست و همه عالم محتاج زیارت چهارده معصومند و احدی نیست که محتاج شفاعت چهارده معصوم نباشد؛ یکی از خادمان امام سجاد که آدم معنویت داری است به امام باقر عرض کرد: آقا چرا این قدر در مورد شفاعت پیامبر گرامی اسلام می گویید و مردم را فریب می دهید، بگذارید خودشان کار کنند. امام باقر به او فرمود خیال می کنی زحمت کشیدی دهانت را پاک کردی دامنت را پاک کردی همین است و همین کافی است و به مقصد رسیدی؟ یک مقامات و سختی هایی در قیامت هست که حتی انبیاء هم آنجا محتاج شفاعت پیغمبرند و اگر آن فزع قیامت را ببینی می فهمی هیچ پیغمبری بی نیاز نیست و همه محتاجند.

زیارت مداوم حضرت معصومه؛ سیر در مقامات توحید

امام رضا به همه و حتی بزرگان، همچون مرحوم آیت العظمی بهجت هم فرموده اند و به بزرگ و کوچک و همه فرمودند به زیارت بروید و لذا همه می آمدند و آنهایی که خودشان ثابت قدمند و اهل مقاماتند هم باید هر روز بیایند اینجا وارد بهشت حضرت معصومه بشوند و از این وادی یک دری به رویشان باز بشود؛ هر روز هم که می آیند حضرت شفاعت می کند و یک مقام جدید به آنها می دهند. خیال نکنید این شفاعت پایان دارد؛ این قدر جریان ولایت از آستانه حضرت معصومه باعظمت و مدام است که هر روز می آیند و شفاعت می خواهند و هر روز هم شفاعت می شوند و باز فردا شفاعت می خواهند و یک شفاعت بالاتر می شوند؛ امثال مردمان عادی مثل من که امروز می آیم حرم یک چیز به من می دهند؛ آن را گم می کنم زیرا دم در شیطان از من می گیرد؛ فردا می آیم و می گویم دوباره بدهید، دوباره فقیر هستم. اما مثل مرحوم آیت العظمی بهجت چیزی که امروز می گیرد که گم نمی کند؛ آن را دارد و فردا که می گوید بدهید؛ یعنی می گوید بالاترش را بدهید؛ مثل آدمی که صدسال شاگرد یک آدم است؛ استاد نمی تواند هر روز حرفهای روز اولش را بگوید؛ روز دوم حرف بالاتر و روز سوم بالاتر، کسی که می آید زیارت حضرت معصومه هر روزیک مقام بالاتری به او می دهند. به همه می گویند هر روز بروید از حضرت بخواهید شفاعت کنند تا درهای بهشت به رویتان باز شود و وارد وادی توحید و بهشت و ولایت امیرالمؤمنین بشوید و ایشان مأذونند «فانّ لک عند الله شأنا من الشأن» هر روز بگویید یک مقام بالاتر به شما می دهند؛ این حقیقتا بهشت است. خود وجود مقدس حضرت معصومه از کنزهای مخفی خداست و به این زودی در این گنج گشوده نمی شود؛ ولی امام رضا همین قدر به ما فرموده اند که بروید و چهارده معصوم را آنجا زیارت کنید؛ انبیاء اولی العزم را آنجا زیارت کنید و بعد مقامات حضرت را اشاره کنید و با اشاره از حضرت درخواست شفاعت در درجات بهشت کنید و در هر درجه ای که هستید برای درجات بعدی و برای تثبیتش و برای مقامات بالاتر بخواهید. امروز یک درجه بهشت به شما دادند، باز فردا به حضرت بگویید من یک بهشت بالاتر می خواهم، این معنایش یعنی سیر در مقامات جنت و مقامات بهشت و مقامات توحید در حرم وجود مقدس ایشان و وادی ولایت ایشان برای اولیای خدا و خوبان و بدست وجود مقدس حضرت معصومه هر روز واقع می شود.

انشاء الله خدای متعال روزی همه ما کند هر روز اهل این حرم باشیم و هر روز بیشتر از شفاعت حضرت در همه آنچه که حضرت دارند برخوردار بشویم. دست حضرت خیلی باز است؛ آن چیزهایی که ما خیال می کنیم و حتی مقامات بالایی که ما خیال می کنیم، برای اینحضرت چیزی نیست، انشاء الله خدای متعال روزی همه ما کند از آن مقاماتی که حضرت واسطه فیضش هستند و عطا می کنند برخوردار بشویم...

پی نوشت ها:

(1) کافی، ج 4، ص 256.

(2) کامل الزیارات، ص 172.

(3) کافی، ج 4، ص 585.

(4) المقنعه، ص 388.

(5) کافی، ج 2، ص 424.

(6) البلد الامین، ص 276.

(7) کافی، ج 1، ص 187.

(8) عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 61.

(9) تفسیر امام حسن عسکری، ص 309.

(10) بحار، ج 48، ص 317.

(11) کافی، ج 1، ص 146.

(12) من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 613، زیارت جامعه .

(13) بحار، ج 99، ص 267، زیارتنامه حضرت معصومه .

بیشتر بخوانید:

- زیارت راه رسیدن به افق بندگی / بررسی ارکان زیارت برای بهره مندی از محضر معصوم علیه السلام

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۵/۲۹
قدمگاه و مسجد مقدس امام رضا علیه السلام در بهبهان

نظرات، دیدگاه ها، موضوعات درخواستی و مطالب خود را برای ما بفرستید  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال خبر، مقاله، دیدگاه و درخواست های مختلف

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی