قدمگاه و مسجد مقدس حضرت رضا(ع) در شهرستان بهبهان

پایگاه اطلاع رسانی آیین تا قدمگاه خورشید در شهرستان بهبهان

قدمگاه و مسجد مقدس حضرت رضا(ع) در شهرستان بهبهان

پایگاه اطلاع رسانی آیین تا قدمگاه خورشید در شهرستان بهبهان

قدمگاه و مسجد مقدس حضرت رضا(ع) در شهرستان بهبهان
مراسم روز امام رضا(ع) در شهرستان بهبهان .... اینجا بهبهان است؛ مسجدمقدس و قدمگاه متبرک امام رضا(ع).

بنابر شهادت اسناد تاریخی، سال 201 هـ . ق که حضرت رضا (علیه السلام) از مدینه عازم مرو بودند، از شهرباستانی اَرَجان(بهبهان کنونی) عبور و در مکان فعلی قدم گاه نماز گذاردند که به پاس این واقعه مبارک، مردم شهر نسل در نسل این مکان را مقدس شمرده و در طول دویست سال اخیر مسیر حدود 14کیلومتری این شهر تا مسجد تاریخی و قدم گاه متبرک حضرت رضا علیه السلام را با پای پیاده طی می کنند...

بیت زیر سردر قدم گاه امام رضا علیه السلام شهرستان بهبهان در سال های گذشته بوده است:

گر میسر نشود بوسه زنم پایش را
هر کجا پای نهد بوسه زنم جایش را
آخرین مطالب سایت قدمگاه بهبهان

اگر دیگران نقدی بر اسلام دارند ، بدان جهت است که با اصول اولیه اسلام آشنا نیستند. انسان موحد جهان را از دید خدا می نگرد، لذا همانگونه که نقص و شر را نسبی می داند ، ترجیح و تقدیم را هم نسبی می شمارد.

  تبیین شبهه

 بسم الله الرحمن الرحیم

آیا می دانستید بر طبق قوانین اسلامی کشورمان:

اگر مردی فوت کند ، در صورتی که غیر از همسرش هیچ وارثی نداشته باشد ، تنها یک چهارم اموال شوهر به زنش به ارث می رسد و مابقی متعلق به بیت المال (خزانه دولت) می شود!

گویی دولت به آن شوهر نزدیک تر از همسری بوده که عمرش را در کنار او گذرانده است!

اگر زنی فوت کند ، در صورتی که غیر از شوهرش وارثی نداشته باشد ، تمام اموال زن به شوهر می رسد!:اگر مردی که داری زن و بچه است فوت کند ، همسرش تنها یک هشتم اموال شوهر را به ارث می برد. اما اگر زنی که دارای شوهر و بچه است فوت کند ، شوهرش ، یک چهارم اموال زن را به ارث می برد.

یعنی شوهر دوبرابر همسرش ارث می برد.

اگر مردی بنا به قانون اسلام ، چند همسر داشته باشد در صورت داشتن فرزند ، یک هشتم اموال بین آن چند زن تقسیم می شود!

اگر فرزند هم نداشته باشد که یک چهارم اموال بین زنان تقسیم شده و مابقی سهم بیت المال (خزانه دولت) می شود!

سهم ارث زنان در اسلام نصف مردان است!

پاسخ به شبهه

در پاسخ به این شبهه چند نکته را باید دقت داشت:

1. نظام عالم مبتنی بر قسط و عدل
منطق قرآن درباره خدا اینگونه است که خدای سبحان در حق احدی ستم نکرده و نمی کند.

«و لا یظلم ربک احدا» (کهف / 49)

«وما ربک بظالم للعبید» (فضلت / 46)

نه تنها خدا ستم نمی کند بلکه قائم بالقسط است و مردم را به قسط و عدل فرمان داده و معیار قسط و عدل را هم به مردم ارائه می دهد چون خداوند قائم بالقسط است کار او شهادت می دهد که شریک ندارد و چون در جهان قسط و  عدل و هماهنگی هست، نشانه آن است که بیش از یک مبداء در عالم نیست. زیرا اگر بیش از یک مبداء در عالم بود  قسط و عدلی در جهان تحقق نمی یافت.

«شهد الله انه لا اله هو و الملائکه و اولوالعلم قائما بالقسط» ( آل عمران/ 18)

آنگاه ملائکه و او لوالعلم هم که قائم به قسط هستند شهادت به وحدانیت می دهند.

خداوند مردم را به قسط و عدل امر کرده و دعوت نموده است.

«قل امر ربی بالقسط» (اعراف/29)

معیار تشخیص قسط و عدل را هم همراه انبیاء برای مردم فرستاده است.

«لقد ارسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط» (حدید/ 25)

این سه مطلب را قرآن بازگویی میکند که علاوه بر ادله عقلی از جمع عقل و نقل استفاده میشود که در نظام آفرینش ستم وجود ندارد پس در این نظام بی مانند به زن ظلم نشده و به مرد برتری داده نشده است.

2.سر تفاوت بین زن و مرد
آنچه که در قرآن کریم راجع به تفاوت موجودات بیان شده است این است که اولا باید زندگی به نحو احسن اداره شود ثانیا تا تسخیر متقابل بین موجودات محقق نشود و هماهنگی بین این آحاد و طبقات ایجاد نشود نظام هستی به نحو احسن اداره نمی شود.

خداوند در سوره زخرف آیه 32 میفرماید : ما مردم را با استعدادهای مختلف و شرایط گوناگون آفریدیم اگر همه در یک سطح از استعداد و یک سطح از قدرت بودند نظام هستی متلاشی می شد چون کارها گوناگون است و کارهای گوناگون را باید استعدادهای گوناگون بعهده بگیرد لذا باید متفاوت باشد.

همانگونه که اختلاف طبقات، استعدادها، گرایش ها و جذب ها و دفعات ، هیچ کدام معیار فضیلت نیست بلکه همه به عنوان ابزار کار لازم است تا تسخیر متقابل و دو جانبه محقق شود.

« لیتخذ بعضهم بعضا سخریا» (زخرف/ 32)

اختلاف در باره زن و مرد این چنین است یعنی اگر کسی استعداد برتری دارد این استعداد برتر ، نشانه فضیلت معنوی و تقرب به خدا نیست اگر ازاین استعداد فایده بیشتری برد و خالصانه کار کرد به کمال محض نزدیک تر است.

ولی اگر از این استعداد طرفی بر نسبت و به خدا تقرب نجست چه بسا این استعداد و بال او باشد .

پس استعدادها ، گرچه فضیلت ظاهری اند، نشانه تقرب به خدا نیست نشانه قرب همان خلوص، تقوا و ... است.

این تفارت ها برای آن است که گروهی گروه دیگر را به صورت متقابل و دو جانبه تسخیر کنند و هیچ کس حق ندارد افراد دیگر را تحت تسخیر خود درآورد اما خودش مسخر او نشود کسی نمیتواند با داشتن قدرت و امکانات استعدادی یا غیر استعدادی از دیگران تسخیر یک جانبه طلب کند اگر تسخیر متقابل نباشد همان استهزاء دیگران است که قرآن آن را نهی کرده است و آنرا به عنوان ستم، تحریم و محکوم کرده است.

بنابراین نظام آفرینش ، استعدادهای متقابل و متخالف می طلبد و این تفاوت برای تسخیر دو جانبه و متقابل است و این تسخیر متقابل نشانه فضیلت نیست بلکه معیار فضیلت در تقرب به خداست.

در اسلام هیچ کمالی از کمالات معنوی مشروط به مرد بودن و یا ممنوع به زن بودن نیست. نه مذکر بودن شرط کمال است و نه مونث بودن مانعی برای آن است.

راه کمال برای هر دو گروه باز است و هر کس به اندازه استعداد خود راه را طی میکند آنچه مورد تمایز است بر اساس ویژگی های جسمی طرفین توزیع شده است .

معیار هایی برای فضیلت انسان مطرح است که در نیل به آن معیار ها بین زن و مرد امتیازی نیست و آنچه بین زن و مرد امتیاز است مایه امتیاز معنوی نیست و این مسئله به صورت منطقی چنین تبیین می شود.

که آنچه مایه کمال است در آن جهت ، تفاوتی بین زن و مرد نیست و آنچه موجب تفاوت است نقشی در کمال ندارد. فرقی بین زن و مرد در تکامل معنوی نیست.

قبل از اسلام به زن هیچ بهایى داده نمى‏شد، وهمیشه به زن با چشم خشم مى‏نگریستند. در محیطهایى هم که صنعت پیشرفت نموده است زن هیچ بهایى ندارد جز براى ارضاى شهوت مردان، که هر دو تحقیر مقام والاى زن است. اما ذات اقدس اله در قرآن مى‏فرماید: من عهده‏دار تربیت دل وروح انسانها هستم، وروح ودل انسانها نه مذکر است، نه مؤنث، لذا قرآن موضوع زن ومرد را نفى مى‏کند تا جایى براى بیان تساوى یا تفاوت بین این دو باقى نماند، اگر در سراسر قرآن کریم وهمچنین در سراسر سخنان عترت طاهره... جستجو شود، موردى به چشم نمى‏خورد که قرآن کمالى از کمالات معنوى را مشروط به ذکورت(مرد بودن) بداند یا ممنوع به انوثت(زن بودن)‏ بشمارد.

3. داشتن مال کمال نیست:
در خطبه مبسوطی در نهج البلاغه آمده است که حضرت علی(ع) در آنجا بیان میکند: نشانه اینکه داشتن مال کمال نیست، آن است که همه انبیاء از مال دنیا بهره ای نداشته اند یا باید بگوییم داشتن مال کمال نیست یا -معاذالله- باید بگوییم خدا این کمال را به پیامبرانی چون حضرت موسی ، عیسی، داوود و... پیامبر _علیهم السلام_ نداده است . پس با این شواهد معلوم شد که کمال در فروانی مال نیست.

4. ارث زن نصف ارث مرد :
در جواب این سؤال که چرا ارث زن کم‌تر است؟ باید گفت که: اوّلاً طبق فرموده خداوند در ادامه آیه فوق در چند مورد دیگر ارث زن و مرد یکسان است.
الف) پدر و مادر در اکثر موارد در ارث از میت (فرزند) مساوی هستند.( توضیح المسائل مراجع، ج 2، مسائل 2734، 2735، 2736، 2737، 2738). مگر در چند صورت:

1) اگر وارث میت فقط پدر و مادر او باشند، مال به سه قسمت می شود، دو قسمت آن را پدر و یک قسمت را مادر می برد ولی اگر میت دو برادر، یا چهار خواهر، یا یک برادر و دو خواهر داشته باشد که همه آنان پدری باشند، یعنی پدر آنان با پدر میت یکی باشند، خواه مادرشان هم با مادر میت یکی باشد یا نه، اگر چه تا میت پدر و مادر دا)رد اینها (برادر و خواهر) ارث نمی برند، اما بواسطه بودن اینها مادر شش یک مال را می برد و بقیه را به پدر می دهند.(همان م، 2732).

2) اگر وارث میت فقط پدر و مادر و یک دختر باشد چنانچه میت دو برادر یا چهار خواهر یا یک برادر و دو خواهر پدری داشته باشد مال را شش قسمت می کنند، پدر و مادر هر کدام یک قسمت و دختر سه قسمت می برد و یک قسمت باقیمانده را چهار قسمت می کنند یک قسمت را به پدر و سه قسمت را به دختر می دهند: مثلاً اگر مال میت را 24 قسمت کنند 15 قسمت آن را به دختر و 5 قسمت آن را به پدر و 4 قسمت آن را به مادر می دهند. (همان م، 2733)
ب) اگر زن و مرد از خویشاوندان مادری میت باشند، مساوی ارث می برند. این صورت دارای مصادیق متعددی است از آنجمله:
1) برادر و خواهر مادری (همان، م، 2743، 2744، 2745.)
2)برادر زاده و خواهر زاده مادری (همان، م، 2749).
3)عمو و عمه مادری( همان، م، 2757).
4)دائی و خاله (مادری یا پدری یا پدری و مادری) (همان، م، 2759).
البته در این دو مورد اخیر (سه، چهار)احتیاط وجوبی آن است که در تقسیم ارث با یکدیگر صلح کنند. (همان ، م، 2757 ، 2759).

ثانیاً، اگر هم در بعضی موارد تفاوت در ارث وجود دارد عللی دارد. که ما می‌توانیم این علل و فلسفه تفاوت در ارث را از خود روایاتی که از معصومین(علیه السلام) در این زمینه وارد شده است به دست بیاوریم.
1) (و فی الکافی، بإسناده عَنِ الْأَحْوَلِ قَالَ: قَالَ لِی ابْنُ أَبِی الْعَوْجَاءِ مَا بَالُ الْمَرْأَةِ الْمِسْکِینَةِ الضَّعِیفَةِ تَأْخُذُ سَهْماً وَاحِداً وَ یَأْخُذُ الرَّجُلُ سَهْمَیْنِ قَالَ فَذَکَرَ بَعْضُ أَصْحَابِنَا لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) فَقَالَ إِنَّ الْمَرْأَةَ لَیْسَ عَلَیْهَا جِهَادٌ وَ لَا نَفَقَةٌ وَ لَا مَعْقُلَةٌ وَ إِنَّمَا ذَلِکَ عَلَى الرِّجَالِ وَ لِذَلِکَ جَعَلَ لِلْمَرْأَةِ سَهْماً وَاحِداً وَ لِلرَّجُلِ سَهْمَیْنِ)( کلینی محمد بن یعقوب، کافی ج7، ص85 )و در کافى به سند خود از أحول روایت کرده که گفت: ابن ابى العوجاء- یکى از کسانى که به احکام اسلام خرده مى‏گرفت- گفته بود: چرا در اسلام زن ضعیف و بیچاره یک سهم ارث مى‏گیرد ولى مرد با اینکه قوى است دو سهم؟ بعضى از اصحاب امامیه این سخن را نزد امام صادق(علیه السلام) بازگو کردند، حضرت در پاسخ فرمودند: براى اینکه نه جهاد بر زن واجب است و نه دادن نفقه، و نه دیه کسی را می‌پردازد، و همه اینها بر مردان واجب است و لذا سهم زن یکى و سهم مرد دو تا شده است‏».

2) عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) لِأَیِّ عِلَّةٍ صَارَ الْمِیرَاثُ لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَیَیْنِ قَالَ لِمَا جَعَلَ اللَّهُ لَهَا مِنَ الصَّدَاق)[ شیخ صدوق، محمد بن على، من‏لایحضره‏الفقیه، ج4، ص350 ]. «از عبد اللَّه بن سنان آمده است که گفت: به امام صادق(علیه السلام) عرض کردم که به‌چه علّتى میراث مرد برابر با سهم دو زن شده است؟ امام(علیه السلام) فرمودند: این به‌علّت صداقى (مهر) است که خدا براى زن مقرّر فرموده است».

3) عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ أَنَّ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا(علیه السلام) کَتَبَ إِلَیْهِ فِیمَا کَتَبَ مِنْ جَوَابِ مَسَائِلِهِ: عِلَّةُ إِعْطَاءِ النِّسَاءِ نِصْفَ مَا یُعْطَى الرِّجَالُ مِنَ الْمِیرَاثِ لِأَنَّ الْمَرْأَةَ إِذَا تَزَوَّجَتْ أَخَذَتْ وَ الرَّجُلُ یُعْطِی فَلِذَلِکَ وُفِّرَ عَلَى الرِّجَالِ وَ عِلَّةٌ أُخْرَى فِی إِعْطَاءِ الذَّکَرِ مِثْلَیْ مَا تُعْطَى الْأُنْثَى لِأَنَّ الْأُنْثَى فِی عِیَالِ الذَّکَرِ إِنِ احْتَاجَتْ وَ عَلَیْهِ أَنْ یَعُولَهَا وَ عَلَیْهِ نَفَقَتُهَا وَ لَیْسَ عَلَى الْمَرْأَةِ أَنْ تَعُولَ الرَّجُلَ وَ لَا تُؤْخَذُ بِنَفَقَتِهِ إِنِ احْتَاجَ فَوُفِّرَ عَلَى الرَّجُلِ لِذَلِکَ وَ ذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ تَعَالَى ﴿الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِم‏﴾[ شیخ صدوق، محمد بن على، علل الشرائع، ج‏2، ص570 .]. «از محمّد بن سنان نقل شده که می‌گوید: حضرت ابا الحسن الرّضا(علیه السلام) در جواب مسائلى که از آن جناب سؤال کردم مکتوبى برایم فرستادند که در آن نوشته شده بود: سرّ این که به زنان نصف میراث مردان مى‏رسد آن است که زن وقتى ازدواج نمود مال را از مرد مى‏ستاند (شاید مراد گرفتن مهریّه یا نفقه باشد) ولى مرد پس از ازدواج باید اعطاء کند از این رو حظّ و نصیب او را بیشتر از حظّ نصیب زن قرار داده ‏اند.

علّت دیگر براى دو برابر ارث بردن مردان از زنان این است که زن اگر محتاج باشد بر مرد لازم است او را اداره کند و نفقه‏اش را بپردازد ولى بر زن واجب نیست مرد را اداره کرده و در صورت احتیاج وى نفقه‏اش را بدهد، فلذا نصیب مردان را دو برابر نصیب زنان قرار داده‏اند و به همین معنا اشاره دارد فرموده حق تعالى: ﴿الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِم﴾[ شیخ صدوق، محمد بن على، علل الشرائع، ج‏2، ص570 .] «مردان، [مایه‏] پایدارى زنانند بخاطر آنکه خدا برخى آنان را بر برخى [دیگر] برترى داد، و بخاطر آنچه از اموالشان (در مورد زنان) هزینه مى‏کنند». خداوند در این آیه وظیفه هزینه و نفقه دادن را در زندگی زناشوئی به عهده مرد قرار داده است بعد از حلّ این مسئله شاید شبهه دیگری وارد شود که امروزه زنان مانند مردان به کسب و کار مشغولند و در تأمین نیاز‌های زندگی یاور مردانند، بر این اساس باید قانون ارث نیز بازسازی شود.
 
در جواب باید گفت که: اوّلاً خرج زندگی، یکی از مخارجی است که مرد ملزم به ادای آن است و اگر زن کمکی به مرد کند خانه‌داری و تربیت بچه خود بهترین کمک می‌باشد برای مرد. ثانیاً نه در توان زنان است که به اندازه مردان و برابر آن‌ها به تأمین مخارج اقتصادی بپردازند و نه مطلوب شرع و نه به نفع و سود زندگی است. شرایط ویژه‌ای که زن از نظر جسمانی دارد و مشکلات حمل و وضع و شیر دادن که به طور طبیعی بر عهده اوست، و نیز مسئولیت ترتیبی و گرم نگه داشتن محیط خانه چنین اجازه‌ای را به زنان نمی‌دهد.

5. نکته پایانی:
در پایان توجه به این نکته لازم است که این موارد جزء موارد نادر در بحث ارث است و بر اساس قانون مدنی چنانچه مردی بمیرد ووارثی غیر از همسر نداشته باشد بقیه مال شوهر به حاکم اسلامی برمی گردد نه اینکه به خزینه دولت واریز شود. ماده قانون را بنگرید:
ماده949- در صورت نبودن هیچ وارث دیگر بغیر از زوج یا زوجه شوهر تمام ترکه زن متوفات خود را می برد لیکن زن فقط نصیب خود را و بقیه ترکه شوهر در حکم مال اشخاص بلاوارث و تابع ماده 866 خواهد بود
ماده866- در صورت نبودن وارث امر ترکه متوفی راجع به حاکم است .(متن قانون‌ مدنی : قسمت هفتم)

خلاصه و نتیجه:
اگر دیگران نقدی بر اسلام دارند ، بدان جهت است که با اصول اولیه اسلام آشنا نیستند. انسان موحد جهان را از دید خدا می نگرد، لذا همانگونه که نقص و شر را نسبی می داند ، ترجیح و تقدیم را هم نسبی می شمارد. چنانچه اگر یک موحد شری را در عالم ببیند هرگز آن را به حساب هندسه مهندس عالم نمی گذارد،بلکه آن را به فقدان و عدم بر می گرداند، چرا که معتقد است مبداء پیدایش نظام جز خیر مض نیست. قهرا نظام را هم به نحو احسن مشاهده می کند و اگر تفاوتها و تفاضلهایی بین انسانها مشاهده می نماید آن را هم از دید مهندسی می نگرد،یعنی با اصول ارزیابی می کند که طبق آن اصول معلوم می شود بین زن و مرد امتیازی نیست.

معرفی چند کتاب برای مطالعه بیشتر:

1) زن در آیینه جلال و جمال الهی: آیت الله جوادی آملی
2) نظام حقوق زن در اسلام : استاد شهید مرتضی مطهری
3) شخصیت و حقوق زن: سید ابراهیم حسینی
4) حقوق خانوادگی زن: سید ابراهیم حسینی
5) عدل الهی : استاد شهید مرتضی مطهری
6) فصلنامه پزوهشهای قرآنی: ویزه زن در قرآن شماره 25-26و شماره 27و28 صاحب امتیاز: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم

 مرکز پاسخگویی به سوالات دینی حرم مطهر رضوی

بیشتر بشنوید:

- صوتی - بیان احکام ارث - قبل نمار صبح حرم مطهر رضوی توسط حجة الاسلام ایازی

بیشتر ببینید:

- دین نشاط زندگی (تفاوت های شخصیتی زن و مرد)

نظرات، دیدگاه ها، موضوعات درخواستی و مطالب خود را برای ما بفرستید  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال خبر، مقاله، دیدگاه و درخواست های مختلف

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی